تبلیغات
تولدی دوباره - کارگاه آموزشی جهان بینی؛ وادی پنجم و تأثیر آن روی من

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه گذشته جلسه ششم  از دوره پنجاه و ششم سری کارگاه‌های آموزش جهان‌بینی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم با دستور جلسه  وادی پنجم و تأثیر آن روی من به نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری مسافر علیرضا در تاریخ چهارشنبه 94/10/16 رأس ساعت 13:30 آغاز به کار نمود.

همراه با فایل صوتی سخنان مهندس دژاکام

تمام کارهای ما در کنگره باید به مرحله عمل برسد. اینجا دیگر شوخی نیست. مسئله مواد مخدرو درمان آن یکی ازپیچیده ترین و بغرنج ترین مشکلات بشرجوامع امروزی    است ......

 تهیه گزارش:مسافرسید مصطفی              


آپلود عکس

امیدوارم حال همه شما خوب باشد، بحمداله حال من هم خوب است.

در سال 2015 تعداد رهائی ها 2871 نفر داشتیم،  در سال 2014 تعداد رهائی ها 2224 نفر ، حدود 647 نفر تعداد رهائی های ما رشد داشته است، مبارک باشد.

دستور جلسه ما وادی پنجم است، در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می نماید.

تا موقعی که هر تفکر و اندیشه ای به مرحله عمل نرسد، خودش را نشان نمی دهد، شما نقشه یک ساختمان را می کشید و روی کاغذ طراحی می کنید، نقشه بهترین نقشه ساختمان است، ولی تا موقعیکه نقشه ساختمان به مرحله اجراء در نیاید خودش را نشان نمی دهد، نمود ندارد، ارزشی ندارد، ارزش آن فقط روی کاغذ است، همه چیز عالی است، ولی کسی نمی تواند در آن سکونت کند، مثل قصه می ماند، مگر اینکه به مرحله اجرا در آید، البته در صورتیکه تفکر درست باشد.

تفکر قدرت مطلق حل نیست، توام با رفتن و ساختن ساختمان کامل می شود. باید تفکر و اندیشه به مرحله عمل برسد. اگر نرسد ما به آن نتیجه نمی رسیم. مثل این می ماند که یک نفر داشت هیزم می شکست، آنزمان هیزم شکن وقتی هیزم را می شکست و تبر را پائین می آوردند، همزمان با پائین آمدن تبر، تمام هوای داخل ریه ها تخلیه می شد و با آن ضربه هیزم ها خرد می شد و یک صدای هِن می کرد، شخصی هیزم ها را خورد می کند و می فروشد و پولش را می گیرد، بعد یکنفر به او می گوید حالا سهم من را هم بده، می گوید چه سهمی؟ می گوید موقعی که تو هیزم ها را می شکستی، من هن (تخلیه هوا) را می گفتم. خلاصه به مشکل می خورند و در نهایت نزد قاضی می روند و موضوع را توضیح می دهند. قاضی که فهیم و فهمیده بود، می گوید راست می گوید باید سهم این را بدهی، چقدر فروختی؟ همه سکه ها را می گیرد و بعد به اندازه سهم شخص سکه ها را می ریخت و همینطور که صدای سکه ها می آمد، می گفت بیا این هم سهم تو. تو فقط هِن گفتی ، دستمزد تو هم فقط صدای سکه هاست.

کسانی که وادی ها را میخوانند و به آن عمل نمی کنند، مثل همین فرد هستند. موقعی شما وارد عمل می شوید که تمام وادی ها را اجراء کنید. موقعی شما وارد در دینی هستید که وقتی دین می گوید فساد نکنید، نکنید، مشروبات نخورید،نخورید. حق را زیر پا لگدمال نکن، نکنید. دروغ نگو، نگویید.

من در بعضی سی دی ها گفتم که ما یک چیز عملی داریم، یک چیز نظری. مثلاً دین عملی ، دین نظری. کنگره عملی، کنگره نظری. ما خیلی از بچه ها را داشتیم که وادی ها را می دانستند و حفظ می کردند و در آخر برگشت خوردند. نکات برجسته وادی ها را می نوشتند و حفظ بودند و جملات را جمع آوری کرده بودند ، ولی خوب عمل نمی کردند. ما چهار وادی را کار می کنیم که به ما یاد می دهد که چطور فکر کنیم.

درست است که نقشه ساختمانی که ما می کشیم، باید به مرحله عمل برسد، ولی قبل از عمل هم مهم است. باید آن نقشه را بگیرید و بعد موقعی کار مفید واقع می شود که به پایان برسد.

شما می خواهید از چاه آب بکشید، طول چاه 100 متر است، طناب و دلو را داخل چاه می اندازید، اگر طناب شما یک متر، یک سانت کوچکتر باشد، شما به آب نمی رسید. پس چرخ چاه، دلو و کسی که از چاه آب می آورد، به شرط این است که دلو داخل آب غوطه ور شود و پر از آب شود. ولی لازمه در آوردن آب ، چرخ چاه، کندن چاه و طناب است. لازمه همه چیز تفکر است.

یکی از موفقیتهای ما در کنگره 60بخاطر این است که یک سیستم و روشی را استفاده می کنیم که عملیاتی انجام دادن جزو کار ماست. گرفتن دارو ، کاهش و تیپرینگ باعث ایجاد قدرت و انرژی می شود.

بنابراین تمام کارهای ما در کنگره باید به مرحله عمل برسد. اینجا دیگر شوخی نیست. مسئله مواد مخدر و درمان آن یکی از پیچیده ترین و بغرنج ترین مشکلات بشر جوامع امروزی است و یکی از مسائل لاینحل مشکلات تمام جوامع مسئله اعتیاد و مواد مخدر است و واقعاً هم لاینحل است. یعنی شما از آنطرف خروجی ندارید. کجا خروجی دارد؟ شخص یک مقداری عمل می کند، دوباره بازگشت می کند.

بنابراین این مسئله پیچیده را با حرف خالی نمی شود حل کرد. وادی پنجم ما را به مرحله لازم هدایت می کند، وقتی بخواهیم فکر کنیم، یک موضوع فکر کردن است، و دیگری موضوعی که ما درمورد آن فکر می کنیم.

تفکر کردن مثل تیراندازی می ماند، که شما باید تمام قدرت و انرژی و توانتان را در یک نقطه درنظر بگیرید، رها شدن تیر بخاطر این است که با تمام انرژی از یک نقطه حرکت می کند و به هدف می خورد. پس باید تمام انرژی را روی یک هدف قرار دهیم. برای تفکر کردن باید فکر کنیم که راه حل پیدا کنیم.

انسان زمانی که می خواهد راه حل پیدا کند، فکر می کند و برای پیدا کردن راه حل باید تمام انرژی خودش را روی آن موضوع بگذارد.

شاید باورتان نشود، من روی یک موضوع و یک کلمه 10 سال ، 20 سال یا 30 سال فکر می کنم. مثلاً کلمه روح که یعنی چه؟ وقتی می خواهیم فکر کنیم، باید متمرکز باشیم روی موضوع و وقتی متمرکز بشوید حتماً راه حل پیدا می کنید. وقتی روی یک مسئله ریاضی فکر می کنید، می خواهید راه حل آن را پیدا کنید، وقتی می خواهید یک سد بسازید، باید مطالعات انجام دهید که چگونه باید بسازید. شاید زمان های طولانی بگذرد که شما روی یک موضوع فکر کنید.

من یک دعوای حقوقی داشتم ، نزد وکیل رفتم، وکیل گفت از هفته دیگر شروع می کنیم. گفتم نه ؟ باید از الآن شروع کنیم به مدارک جمع کردن و قرار ما باشد برای 6 ماه دیگر. من باید 6 ماه تمام مدارک وشواهد را جمع آوری کنم تا بعد از اینکه نزد قاضی رفتیم، کاملاً پیروز شویم و شکست نخوریم.

پس در مورد تفکر یک موضوع خاص مد نظر ما است (تفکر می کنیم که حقوق من جوابگوی زندگی من نیست، باید چه کار کنم؟) ممکن است که شما 10 ساعت کار کنید و یک ساعت فکر کنید. ممکن است برای یک موضوع 6 ماه فکر کنید و یک جلسه پنج دقیقه ای در مورد آن صحبت کنید.

هر کاری که ما می خواهیم انجام دهید، حتی مسائل پیش پا افتاده بایستی روی آن خوب فکر کنید. حتی کارهای ساده را باید با تفکر انجام داد.

خیلی ها هستند که همیشه بنزین ماشینشان تمام می شود، بعضی ها مشکلشان این است که همیشه دیر می رسند، اینها مسائلی هستند که راجع به آن فکر نشده است. ولی اگر یک انسان فکور باشد که فکر کند، وقتی بنزین ماشینش به یک چهارم رسید، بنزین می زند.

بعضی ها مشکلشان این است که شارژ موبایلشان همیشه تمام می شود، یعنی نمی توانند برنامه ریزی کنند که شارژ موبایلشان موقع کارهای مهم تمام نشود. من الآن چندین سال است که موبایل دارم، اصلاً پیش نیامده است که شارژ موبایلم تمام شود. الآن هم نزدیک به 80درصد شارژ دارد، چون هر روز که به محل کارم می آیم، در یک ساعت خاصی موبایلم را به شارژ می زنم.

حالا ما نمی خواهیم که در مورد کارهای خیلی بزرگ فکر کنیم، به همین مسائل ساده باید فکر کرد، مثل تمام شدن شارژ موبایل، مثل قطع شدن تلفن بدلیل بدهی.

پس تفکر کردن و موضوعات همه مهم است، موضوع موبایل، چه چیزِ موبایل: شارژ موبایل.

موضوع ماشین، چه چیزِ ماشین: بنزین ماشین.

باید به موضوعات پیش پا افتاده رسیدگی کنیم.

موضوع بعدی طریقه اجراء است.

موضوع : موبایل ـ چه چیزِ موبایل : شارژ ـ  طریقه اجراء : در چه ساعتی باید هر روز شارژ کنم. موبایل را هر روز باید در شارژ بگذارید.

الآن که امتحان را گرفته ایم، بین بعضی شعب تفاوت فاحشی است. بین راهنماها تفاوت فاحشی است. در ورقه بعضی شعبه ها ابتدائی ترین مسائل را بلد نبودند. انگار اصلاً سواد ندارند. اسامی یک لژیون و افراد خیلی قوی است، یک لژیون ضعیف . اینجا خودشان را نشان می دهند، باید روی این قضیه فکر شود.

چون اگر ما در همین قسمت کنگره 60، آموزش و تفکر و برنامه نباشد، مثل گروههای دیگر می شود. وجود این مسائل و آموزشها ما را به اینجا رسانده است.

بعضی از شاگردانی که به رهائی می رسند، کتابچه ای دارند که تمام وادی ها و سی دی ها را می نویسند و اینها بالاترین راندمان را دارند.

گروه خانواده هم بایستی این موضوع را لحاظ کنند، راهنمایان خانواده ها هم باید در جلسات چهارشنبه حضور داشته باشند و حتماً باید از سی دی استفاده کنند. البته بعضی از گروههای خانواده می گویند، همسر ما سی دی را گرفته است، بسیار خوب، ولی کار کردن آن چی؟

موضوع ، فکر کردن، پیدا کردن راه حل برای آن موضوع.

مسئله دیگر اینکه؛

در نوشتارهای کنگره نوشته شده است که استاد 5 دقیقه می تواند صحبت کند، پس بنابراین کلیه اساتید که برای جلسات انتخاب می شوند، می توانند 5 دقیقه صحبت کنند، حتی ایجنت ها.

اسم آن شخص استاد است، استاد گرداننده جلسه است، وقت مشارکت می دهد، پس جلسه را تمام اعضاء تدریس می کنند یا تجربیات خود را می گویند. بنابراین اینطور نیست که هرکس در هر جلسه ای نیم ساعت صحبت کند. اجازه ندارد. استاد فقط 5 دقیقه می تواند صحبت کند.

اگر من صحبت می کنم، بخاطر اینکه سیاست کنگره و وضعیت کنگره را بیان می کنم . یا آقای سلامی ، آقای امین که استاد جهان بینی کنگره هستند می توانند بیشتر صحبت کنند.

اساتید وقتی می خواهند مشارکت کنند، سعی کنید که مشارکت را به سفر اولی ها بدهید، تا آنها استفاده کنند. استاد را بر مبنای حق انتخاب کنید. حق نه قومیت می شناسد، نه فامیلی می شناسد، نه خانواده می شناسد، هیچ چیز را نمی شناسد، همه با هم برابر هستند. سعی کنید موقعی که نگهبان جلسه هستید، از افراد دیگر استفاده کنید، از لژیون خودتان ایرادی ندارد یک یا دو نفر ، ولی سعی کنید از بچه های دیگر هم استفاده کنید.

مسئله دیگر اینکه؛

در امتحان کمک راهنماها مسئله سیگار جنبه جدی پیدا می کند، یعنی آنهائی که تازه خودشان را به لژیون سیگار اعلام کرده اند، ممکن است قبول هم شوند و ما آنها را اعلام نکنیم یا مثلاً یک کمک راهنمائی سیگار بکشد و بگوید که من سیگار نمی کشم. این فاجعه است، چون اگر متوجه بشویم، تا 5 سال دیگر هم او را قبول نمی کنیم. شخصی که راهنما است و دروغ می گوید، فاجعه است.

مسئله دیگر اینکه؛

ما در هیچ شعبه ای، اتاقی به اسم اتاق سیگار و مکان سیگار نداریم. قدیم این کار را انجام دادیم و دیدیم که مشکل ایجاد می شود. بصورت پاتوق در آمد و همه سفر اولی بودند و مرکز خیلی از معاملات و رد و بدل کردن شربت شد.

در شعبه هم ممنوع نکنید، چون در غیر اینصورت به کوچه می روند و باعث ایجاد مزاحمت همسایه ها می شوند.

و اینکه؛

از امروز راهنمایانی که سیگار می کشند، چه در صور آشکار و چه در صور پنهان، از پذیرفتن شاگرد خودداری کنند. الآن لژیونشان را نمی بندم، خودشان داوطلبانه شاگرد نپذیرند. تصور نکنید که هیچ کس نمی فهمد، بچه های کنگره در اطلاع رسانی این موارد خیلی ماهر هستند (در حوزه مصرف سیگار و مواد)

بنابراین خودشان شاگرد نگیرند، شاید دو ماه دیگر بگویم که لژیونشان را تحویل بدهند. چون اگر خدائی نکرده راهنمائی سیگار بکشد و بگوید که نمی کشم و وقتی شاگردانش بدانند، خیلی فاجعه است.

سیگار هم چیزی است که به راحتی بوی آن را نمی شود پنهان کرد. بوی هروئین را می شود، ولی بوی سیگار را نمی شود. اگر خواستید بوی سیگار را پنهان کنید باید تمام لباسهایتان را بشوئید و حمام کنید و بهترین شامپو را بزنید تا برطرف شود. افراد سیگاری خودشان متوجه نمی شوند. من خودم وقتی سیگار را کنار گذاشتم، دیدم افرادی که سیگار می کشند، از نیم متری که رد می شوند، بوی سیگار می دهند.

دیروز هم گفتم که یک قلیان مساوی است با 100 نخ سیگار . یک پیپ مساوی است با 20 نخ سیگار.

مسئله دیگر؛

ما در قسمت پارک طالقانی و ورزشی 2000 نفر هستیم، ما بعضی از مسائل را نمی توانیم بین خودمان داشته باشیم. نمی توانیم درگیری بین دو بازیکن داشتیم باشیم یا دو لژیون دعوا بر سر جا داشته باشیم. تنبیه برای همه ، تشویق برای یک نفر.

دو نفر از دو لژیون به مشکل خوردند، گفتم که راهنما و رهجویانشان اصلاً به پارک طالقانی نیایند. یعنی ما باید شدیدترین موضع را بگیریم، که فرد وقتی مشکلی ایجاد می کند، بداند که این مشکل گریبان راهنما و لژیونش را می گیرد. ممکن است در یک بازی داور اشتباه کند. جام جهانی که نیست. چیز مهمی نیست ، یعنی اینقدر مهم نیست که این اتفاقات بیافتد. داورهای جهانی ممکن است اشتباه کنند. الآنه حدود 80 تیم فوتبال و 50 تیم والیبال داریم و در پارک طالقانی بهترین نزاکت و ادب برقرار است. گاهی اوقات هر 6 ماهی ممکن است بین دو نفر اصطحکاکی بوجود بیاید. شما در پارک های دیگر بروید، بین 200 نفر تا شب 50 بار دعوا می شود.

در پارک طالقانی می توانید، از محل ورودی پارک آب و آتش استفاده کنید، خیلی خلوت است، پارکینگ دارد، ماشین را آنجا پارک کنید و از روی پل به داخل پارک طالقانی بیایید.

همچنین؛

از گروه خانواده هم می خواهیم که برای رهائی شاگردانشان تشریف بیاورند و حتماً در مورد سی دی ها برنامه ریزی کنید. یک سی دی هفته داریم و یک سی دی هم برای کاربردهای دیگر داریم که بایستی تهیه شود و استفاده کنید.

قابل توجه ایجنت ها و تمام شعب؛

برای تمام شعب ، اسیستانت تعیین شده،  ایجنت ها توجه کنند که بایستی به تمام اسیستانت ها احترام لازم گذاشته شود، کمال همکاری انجام شود، ایجنت ها در کار اسیستانت ها دخالت نکنند. اگر مشکلی دارند با شما مطرح می کنند و شما با درایت مشکل را بررسی و حل می کنید.

فایل صوتی جلسه جهان‌بینی،وادی پنجم و تاثیر آن روی من (1394/10/09)

(mp3(41.1mb  کلیک کنید
*********************************

منبع: کنگره 60

 تهیه گزارش:مسافرسید مصطفی               



طبقه بندی: کارگاه آموزشی جهان‌‌بینی؛، 
برچسب ها: کنگره60 درمان اعتیاد،  

تاریخ : چهارشنبه 16 دی 1394 | 04:16 ب.ظ | نویسنده : مسافر سید مصطفی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اسپید شاپ