تبلیغات
تولدی دوباره - گزارش جلسه خصوصی مسافران دوشنبه مورخه 1394/09/23

به نام خالق زیبایی ها

روز دوشنبه94/09/23جلسه پنجم از دوره هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 شعبه شیخ بهایی با نگهبانی مسافرسید مصطفی , استادی مسافر رسول صادقیان ودبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه وادی چهارم و تاثیر آن روی من رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود

 

در بین افرادی که از نظر فلسفی و عرفانی دارای جایگاه والائی هستند,نظریه های متفاوتی وجود دارد. بعضی معتقدند که انسان مورد جبر قرار گرفته و مجبور به انجام است.بعضی دیگر معتقدند که انسان کاملا مختار است و بعضی اعتقاد دارند که انسان دارای جبر و اختیار است.

 

تهیه گزارش:مسافر سیدمصطفی

سخنان استاد :

خدا را شاکر و سپاسگزار هستم که مجدد این توفیق بهم داده شد تا در خدمت شما عزیزان باشم و سعی میکنم که قدر این فرصت را بدانم و حداقل برای آموزش خودم از آن استفاده کنم.

دستور جلسه امروز وادی چهارم می باشد:

در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن , یعنی سلب مسئولیت از خویشتن

که به معنی بازکردن و دریغ کردن مسئولیت از خود است.

به تصور من بر روی همه دستور حلسات سالانه  کنگره  تحقیق شده و آنها حکم پایه های اساسی کنگره را دارند.شاید در بین مردم جامعه هم این مسئله به صورت بسیط و گسترده مطرح باشد اما در بین ما افرادی که از بیماری اعتیاد متضرر شده ایم,متاسفانه این مشکل بیشتر جلوه میکند و باز هم آقای مهندس با نکته سنجی و ریز بینی منحصربفرد خود , یکی از چهارده چراغ روشنی بخش در راه رسیدن به سعادت را به این عنوان اختصاص داده اند.

اطلاعات دوستان در رابطه با وادی خوب و جامع است اما صحبتهای من پیرامون سه موضوع کلیدی است که در این وادی به آنها پرداخته شده است.

در عنوان وادی از کلمه مسئولیت استفاده شده است.وقتی صحبت از مسئولیت میشود به این معنی است که انسان  موجودی مسئول است و افراد مسئول مکلف هستند و تکلیفی به عهده آنها گداشته شده است تا انجام دهندو این خواست خداوند است که انسان به تکلیف خود عمل کند.

موقعی که  تکلیف مطرح می شود , نکته مهم و حائز اهمیت کلمه اختیار است. کلیه مخلوقات خداوند  بایستی وظیفه ای که به عهده آنها قرار داده شده را انجام دهند اما این وظائف به عنوان تکلیف نیست به طور مثال وظائفی که در جنگل به عهده شیر گذاشته شده است , به صورت غریزی در وجود او قرار گرفته و باید انحام دهد ولی اگر انجام نداد مورد بازخواست و مواخذه فرار نمیگیرد چون کلیه موجودات هستی (به جز انسان) اختیاری در قبال وظائف خود ندارند .انسان تنها موجودی است که دارای اختیار است.

 در بین افرادی که از نظر فلسفی و عرفانی دارای حایگاه والائی هستند,نظریه های متفاوتی وجود دارد. بعضی معتقدند که انسان مورد جبر قرار گرفته و مجبور به انجام است.بعضی دیگر معتقدند که انسان کاملا مختار است و بعضی اعتقاد دارند که انسان دارای جبر و اختیار است.

این بحث در کنگره بیشتر نزدیک به نظریه سوم است (جبر و اختیار) به این صورت که انسان موجود کاملا مختاری است که در این اختیار , جبر نیز نهفته است که بعضا متوجه این جبر نیستیم.

برای مثال شخصی که میخواهد به مشهد مقدس سفر کند, می تواند هم از مسیر شمال کشور سفر کند و هم از مسیر شهر طبس و جاده کویری ,در این مرحله شخص می تواند با اختیار خود انتخاب کند که از کدام راه به مشهد سفر کند اما اگر مسیر طبس و کویر را انتخاب کرد , مجبور است مناظر کویری را مشاهده کند و از دریا و جنگلهای سرسبز شمال خبری نیست.

در مقوله اعتیاد نیز به همین شکل است , ما وارد وادی اعتیاد می توانستیم نشویم اما متوجه این موضوع نبودیم که وقتی با اختیار مسیر اعتیاد را انتخاب کردیم , مجبور به انجام مسائلی هستیم که در اختیار ما قرار ندارند.انتخاب اینکه به صورت تفریحی مواد مصرف کنیم در اختیار ما بود اما نمی دانستیم که با انتخاب این مسیر , مجبور به انجام مواردی هستیم که دیگر در اختیار ما نیستند.

بیشتر مردم تصور میکنند که زندگی مسیری است برای رفتن اما در واقع زندگی مسیری است برای یرگشت به خود .خودی که ما آنرا از دست داده و به دست فراموشی سپرده ایم .در این حرکت برگشت به خود , اگر متوجه شویم که چه بوده و به دلیل همین رفتنها , از وجود خود فاصله گرفته ایم , در مسیر برگشت متوجه خواهیم شد که چه مسئولیت بزرگی به عهده ما می باشد و به انجام رساندن این مسئولیت یعنی رسیدن به همان هدف اصلی و والا .

انسان بواسطه عقل و اختیار , دارای مسئولیت است و بواسطه این مسئولیت مکلف به انجام مواردی است که برای آن تعیین شده است.بعضی مواقع ما مسئولیت انجام بعضی امور را به خداوند واگذار میکنیم که این موضوع از عدالت خداوند بدور است . خداوند در خلق گیتی و هستی نهایت عدالت را به کار برده است که این نهایت عدالت , قانون نام دارد. حتی بعضی افراد (البته در کنگره) به خداوند و قدرت مطلق نیز قانون میگویند.

تمامی اتفاقات و مواردی که در طول زندگی ما رخ میدهد , قانون و عدالت است و اگر قرار باشد با وجود اختیار و تکلیف , در  این مسیر کسی به جز من مسئول باشد , خارج از عدالت خداوندی است.


متاسفانه این مسئله در بعضی مسائل دینی نیز به اشتباه گنجانده شده است.شخصی که مدتی مرتکب اعمال ضد ارزشی می شود بعد از مدتی, مسئولیت اعمال خود را به خداوند میدهد و به نحوی با خداوند معامله میکند یعنی پس از انجام اعمال ضد ارزشی , به عبادت و عزاداری می پردازد و توفع دارد که بواسطه انجام این اعمال , خداوند او را مورد آمرزش خود قرار دهد که این از عدالت خداوند بدور است.

خداوند به انسان اختیار داده و برای آنکه بتوانیم از اختیار خود به شکل درستی استفاده کنیم , عقل داده است.در وادی چهارم مسائل به شکل زیبائی به هم ربط داده شده است.نفس انسان در واقع چیزی است که برای انسان در ظاهر و باطن تعیین موجودیت میکند .در واقع نفس یک انسان همان خواسته های اوست .خواسته هائی که به وفور در انسان یافت میشود به نحوی که می توان گفت انسان مجموعه ای از خواسته هاست و هنر یک انسان این است که بتواند از بین این خواسته های بسیار , مواردی که مفید هستند را انتخاب کند تا در آینده برای او مشکل ساز نشود یعنی با استفاده از قوه عقل , خواسته های معقول و نا معقول را از هم تشخیص دهد.به هر حال مسئولیت داشتن انسان است که او را به عنوان یک انسان مشخص میکند.

     منبع :نمایندگی شیخ بهایی




طبقه بندی: گزارش جلسه خصوصی مسافران، 
برچسب ها: کنگره60 درمان اعتیاد،  

تاریخ : سه شنبه 24 آذر 1394 | 10:07 ب.ظ | نویسنده : مسافر سید مصطفی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اسپید شاپ