تبلیغات
تولدی دوباره - کارگاه آموزشی جهان‌‌بینی؛ وادی چهارم و تأثیر آن روی من

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه گذشته اولین جلسه از دوره پنجاه و ششم سری کارگاه‌های آموزش جهان‌بینی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران سفر دوم با دستور جلسه وادی چهارم و تأثیر آن روی من  به نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری مسافر علیرضا در تاریخ چهارشنبه 94/09/18 رأس ساعت 14:30 آغاز به کار نمود.

پس ما بار مسئولیت اعتیاد را نباید گردن دولت، ملت، پدر، خانواده و ... بیاندازیم، فقط بر گردن خودمان است و بار درمان هم فقط برعهده خودمان است .

تهیه گزارش:مسافر سید مصطفی

http://c60seyedmostafa.mihanblog.com/

منبع:کنگره60


امیدوارم حال همه شما خوب باشد، حال من هم خوب است.

بخاطر تعطیلات من جلسه را نیم ساعت زودتر شروع کردم.

دستور جلسه این هفته وادی چهارم است، وادی چهارم می گوید: «در مسائل حیاتی (زندگی) مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویش»

وقتی که انسان می خواهد ورزشهای رزمی را یاد بگیرد، باید کاتاهائی را طی کند تا به مرحله لازم و استادی برسد، یا وقتی می خواهد زبان کار کند، باید گرامر و مکالمه کار کند.

بعضی وقت ها ما فکر می کنیم که مسائل معنوی هیچگونه تلاش و بلد راهی نمی خواهد. کافیست که بخواهیم مسائل معنوی انجام دهیم و کافی است که گیاهخواری کنیم و روزه سکوت بگیریم و یا چله بگیریم. در صورتیکه اینگونه نیست؟

در مسائل معنوی هم اگر بخواهیم به جایگاه و مقامی برسیم، کارهایی سخت تر از مادی باید انجام بدهیم.

بنابراین وقتی ما می خواهیم روی سیستم کنگره و جهان بینی کار کنیم، باید تفکر درست باشد. یک موقعی انسان هیچ تفکر و اندیشه ای ندارد و آنوقت می گوئیم ندارد، این یک مسئله است. یک موقعی هم هست که انسان اطلاعات غلط دارد و این اطلاعات غلط واویلاست . روی یک صفحه سفید را می توانید بنویسید، ولی در صفحه کاغذی که سیاه شده باشد نمی توانید چیزی بنویسید. در ظرف خالی می توانید چیزی بریزید ولی در ظرف پر نمی توانید چیزی بریزید.

حالا وای به زمانی که درون آن ظرف آشغال باشد، باید اول این ظرف را خالی کرد و از نو مواد لازم را ریخت. یک کاغذ خط خطی را باید اول پاک کرد و بعد دوباره از نو نوشت. که به این می گویند شستشوی مغزی. یعنی یکسری اطلاعات درست را بر دارید و یکسری اطلاعاتی که خودتان می خواهید جایگزین کنید.

بنابراین تغییر اندیشه و روش به این سادگی نیست و ما تا زمانی که افکار و اندیشه مان درست نباشد ، نمی توانیم از ضد ارزشها پرهیز کنیم. یکی از قوی ترین مطالب ضدارزشی طبیعتاً مطلب موادمخدر و اعتیاد است. اعتیاد یکی از مسائل ضدارزشی است که بابت حل کردن آن تمام اساتید بزرگ تعظیم کرده اند و یا گفته اند که اعتیاد درمان ندارد و تئوری نگهدارنده مطرح شد.

بنابراین اعتیاد درمان نمی شود، مگر اینکه ما جسم و روان و جهان بینی را درست کنیم. جهان بینی و تفکر و اندیشه را درست کردن مسئله حیاتی است. خدانکند انسان با انسانهای جاهل و نادان مواجه باشد، این یک عذاب بزرگ است.

یکی از بزرگان قدیم شاعر خوبی بود، پادشاه قدیم از این شاعر می خواهد که در مدح سلطان قصیده و شعر بگوید. این شاعر قبول نمی کند و می گوید من مداح نیستم که مدح تو را بگویم. بعد وزیر پیشنهاد می دهد که شاعر را زندان کنند، دو سال زندان می افتد و هیچ اتفاقی نمی افتد، می گویند که در کنارش در زندان یک فرد جاهل و نادان هم قرار دهید، یک روز بعد از خوردن ناهار شاعر شروع می کند به خواندن قصیده و شعر گریه دار. بعد شخص جاهل شروع به گریه کردن می کند و شاعر می گوید که این عجب انسان فهمیده ای است و از بابت شعر من گریه می کند. می پرسد از کجای شعر من خوشت آمد که گریه کردی، شخص می گوید که من یک بزی دارم که مثل تو ریش دارد، تو وقتی می خوانی ریشت مانند بز من تکان می خورد و من یاد بز خودم افتادم ... بنابراین طرف حساب شدن با انسان جاهل عذاب بزرگی است.

این نصیحت یا وصیت من را همیشه گوش کنید، سعی کنید روی جهان بینی شاگردانتان خیلی کار کنید، نوشتن سی دی کار بسیار خوبی است، مطمئن باشید که اینها مشغول باشند و کم کم به این آگاهی برسند. درست است که انسان حق اختیار دارد و انتخاب می کند، گاهی اوقات ما سمبه را پرزور می کنیم، از جمله همین مسئله سیگار بود که من بکار بردم.

بخاطر پرزور بودن سمبه ، کسانی که خدمت می کردند، سیگار خودشان را کنار گذاشتند، الآن می گویند خدا پدر مادر شما را بیامرزد، الآن تازه نفس ما باز شد.

برای تغییر جهان بینی، باید نگرش و فکر را عوض کرد. چطور باید عوض کنیم؟ بنابراین همانند مسائل رزمی که باید یکسری کاتاها را باید کار کنیم تا به استادی برسیم، ما در کنگره برای تغییر نگرش و تفکر پله هایی را گذاشته ایم به اسم وادی ها.

بنابراین این وادی ها به ذهن ما شکل می دهد.  که در وادی اول می گوید: با تفکر ساختارها آغاز می شود و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود. اینجا می گوید که یک چیزی وجود دارد به اسم فکر و اینکه چطور باید فکر کنیم . بعد فکر را باید کنترل کنیم. چون ذهن انسان مثل خانه های انسان می ماند، بعضی خانه ها هستند که در آنها پر از آشغال است (لباس کهنه، دیگ، ساک بدون دسته و بدون زیپ، قابلمه و ... که فقط از یک نقطه جابجا می شوند و بیرون نمی تواند بریزند) با توجه به اینکه الآن خانه ها خیلی کوچک هستند و کلی از این خرت و پرت ها وجود دارد که دست و پای آدم را می گیرد. یکسری لباس ها هست که بعضی ها دپو کرده اند که 50سال دیگر هم به درد نمی خورد. ذهن هم همینطور است، ممکن است خیلی آشغال در ذهن ما باشد و اینها نمی گذارد که ما فکر کنیم. باید این اشغالها را بریزیم بیرون تا یک مسیر درستی به ما بدهد. بنابراین در این فکر کردن می گوید که تو بیهوده به دنیا نیامده ای، تو موجودی نیستی که هیچ ارزشی نداشته باشد، چون اولین فکری که سراغ فرد می آید این است که می گوید از من گذشته، من 40 سال از عمرم گذشت ... می گوید که هیچکدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر به هیچ فکر کنیم. در ادامه به ذهنش این می آید که دیگران بایستی به این شخص کمک کنند و در اینجا می گوید که : هیچکس به میزان خود انسان، درباره خود انسان فکر نمی کند. هیچکس دلسوزتر از تو نیست. کاسه از اش داغ تر نیست. بیشترین کسی که باید در مورد خودش فکر کند، خودش است. اینجا می گوید رها کن، تا زمانی که به بعضی چیزها چسبیده ای ، آنها به تو کمک نمی کنند. همیشه انتظار داریم که برادر، مادر ، پدر به ما کمک کند. اینجا تکلیف ما را روشن می کند و می گوید که فقط باید روی خودت حساب کنی .

مسئله چهارم که ممکن است انحراف عجیبی پیش بیاید. به قول امام محمد غزالی که در کیمیای سعادت می گوید: بعضی وقت ها ، بعضی چیز ها برای شما حجاب می شود، حتی چیزهای مقدس. گاهی اوقات نماز ممکن است برای شما حجاب شود، یا ممکن است دعا برای انسان حجاب شود؟ یعنی چیزی که مقدس است . چگونه و یعنی چه؟ لیس للانسان الا ما سعی. انسان هیچ چیزی نیست جز آنچه سعی و تلاش می کند. بارها گفته اگر مثقالی عمل شر و خیر انجام دهید جوابش را می گیرید. می گوید مثقال یا یک ذره ای عملی انجام بدهید، باید جوابش را بدهید. پس این بخشیده نمی شود. ذره ای عمل شر انجام دهید به شما بر می گردد.

اگر بد کار کنید به جهنم می روید و اگر خوب کار کنید به بهشت می روید، پس تکلیف روشن شده. خداوند من را خلق کرده و گفته این راه و این هم چاه بفرما. حالا من بیایم مسئولیت خودم را گردن خدا بیاندازم. در گروههای دیگر هم داریم.

اینجا می گوید که حتی در مسئله اعتیاد، مسئولیت فقط به عهده توست. در تمام موارد مسئولیت به عهده توست. تو مسئولیت خودت را نمی توانی گردن خدا بیاندازی. من بعنوان مسئول خانواده باید وسایل خانه را فراهم کنم. من نمی توانم گردن خداوند بیاندازم. پس ما در مسئله اعتیاد، مسئولیت درمان را باید خودمان به عهده بگیریم، گردن هیچ احدی نمی توانیم بیاندازم.

روزی می رسد که هیچ نفسی بار هیچ نفسی را نمی تواند بر دارد. هیچکسی نمی تواند بار دیگری را بردارد. یکسری می گویند این مربوط به قیامت و آن دنیا است.

الآن یک معتادی که مصرف کننده شیشه و هروئین است، چه کسی می تواند بار مسئولیتش را برعهده بگیرد؟ آیا اگر یک جوان 22 ساله مصرف کننده تزریق هروئین باشد، آیا پدرش می تواند با پرداخت 10 میلیون تومان بار مسئولیت بچه اش را بخرد و خوب شود. بدون خماری مثل مردم عادی شود؟ این اصلاً امکان پذیر نیست. اگر 10 میلیارد هم بدهد نمی تواند بار اعتیاد شخص هروئینی را برداد.

در هالیوود دیدیم که هنرپیشه مشهور الکلی بود و دست به انتهار و خودکشی می زند، چرا خودکشی می کند؟ چون بار مسئولیت آن شخص را هیچ احدی نمی تواند بر دارد.

پس ما بار مسئولیت اعتیاد را نباید گردن دولت، ملت، پدر، خانواده و ... بیاندازیم، فقط بر گردن خودمان است وبرای درمان هم فقط برعهده خودمان است .

ما بچه های کنگره این قضیه را فهمیده ایم و موفق شده ایم، کسانی که این قضیه را متوجه نشده اند، با مشکل برخورد کرده اند.

ما به خداوند توکل می کنیم و ایمان راسخ و کامل داریم ، به معاد و جهان پس از مرگ اعتیاد دارید، ولی درست .

با توکل زانوی اشتر ببند. ما اینها را قبول داریم. ما می گوئیم اگر درست حرکت کنیم و در صراط مستقیم باشیم، خداوند حتماً به ما کمک خواهد کرد. در صورتی که به جاده خاکی برویم هرچه نذر کنیم به جواب نمی رسیم.

مسئله دیگر:

ساعت وعده ها ؛

خیلی راهنماها از این روش استفاده می کنند، 8صبح ، 2 ظهر، 8 شب . با این برنامه کسی به نتیجه نمی رسد. فاصله بین این ساعات 6 ساعت است. این تقسیم بندی غلط است و آهنگ فیزیولوژی را بهم می ریزد و مخصوصاً روی مسائل زناشوئی شخص را بیچاره می کند و شخص درمانش تمام می شود، ولی دچار انزال سریع می شود.

برنامه هایی که در کتاب 60درجه می بینید، 5 صبح بود. شاگردان را عادت بدهید به 5 صبح . حتی اگر شخص 12 ظهر بیدار می شود، صبح ساعت 5 صبح وعده بخورد، کیک هم بخورد و دوباره بخوابد. می خوابد و خود مواد بیدارش می کند.

تقسیم بندی باید روی 8 ساعت باشد، این آهنگ را بدن نمی تواند تحمل کند.

وعده را بگذارید، 5 صبح ، 1 بعدازظهر، 9 شب . اینطور صبح شخص خمار نمی شود. وقتی رنج شب را 12 ساعت می گذارید، شخص صبح خمار بلند می شود. چون دوام موادمخدر در بدن 7 تا 8 ساعت است. بعضی ها صبح ساعت 6 صبح به سر کار می روند.

می توانید اینگونه برنامه بدهید، 6 صبح ، 2 ظهر، 10 شب .

یا می توانید بدهید، 7 صبح ، 3 ظهر ، 11 شب.

برنامه شب را می توانید 1 ساعت کم یا زیاد بکنید، ایرادی ندارد.

به شاگردانتان دستور بدهید، که برنامه شما 5 صبح ، 1 بعدازظهر، 9 شب است.

با این کار خواب شب رهجو هم درست می شود.

پس یکی از برنامه هائیکه باید حتماً اجراء کنید، 5 صبح ، 6 صبح ، 7 صبح است.

ما 8 یا 9 صبح برنامه ای نداریم.

برنامه ایجنت ها و مرزبانان (تازه واردین) :

مسئله بعدی، مسئله تازه واردین است. باید خیلی مراقب باشید. رسم ما بر این بود که استاد را شاگرد تعیین می کند. یعنی راهنما خودش را معرفی می کند، هرکسی که دوست داشت آن شخص را انتخاب می کند. اختیار با شاگرد است.

راهنماهائی که می توانند شاگرد بگیرند باید خودشان را معرفی کنند. نباید مرزبان شاگرد را سر لژیون ببرد ، چون مشکل ساز می شود.

بنابراین راهنماهائی که لژیونشان باز است، حتماً خودشان را معرفی کنند.

مقدار صندلی هر لژیون 20 عدد است، تعداد صندلی های شال آبی و نارنجی برابر است. وقتی می گوئیم 20 صندلی ، نه اینکه 20 صندلی بنشینند و 7 نفر هم سرپا بایستند. نه ! یعنی 20 شاگرد. اینطور نمی شود که یکی بخورد پاک یکی بخورد خاک. یک نفر 40 شاگرد دارد و یک نفر 10 شاگرد. تازه واردین هم به لژیون هائی که بیشتر است می روند و خیال می کنند که آنها خیلی بهتر هستند.

مشاوره تازه واردین؛

در حال ریختن یک برنامه هستیم که مسئول لژیون تازه واردین هیچ راهنمائی نیست، چه گروه خانواده و چه گروه مسافران و همسفران. کسی که کمک راهنما است مسئول مشاوره نیست.

افرادی را پرورش و آموزش می دهیم که بعنوان مشاور فعالیت کنند . کار مشاورین صحبت کردن با تازه واردین است.

آقای علی اشکذری مسئول دیده بان تازه واردین هستند، ایشان برای کل تازه واردین در تهران و شهرستانها برنامه ریزی می کنند. مثلاً برگزاری کلاس و آموزش. ایشان به تمام شعب سر می زنند و برنامه ریزی می کنند. البته برای تازه واردین مسافران آقا.

مسئله دیگر؛

در تمام سطوح بایستی مسئولین ما عوض شوند، حتی کسانی که یک شعبه را ایجاد کرده اند، مثلاً کامران در شهرکرد ، کورش آذرپور در شهر ری این کار را کردند، راه اندازی کردند و الآن کنار گذاشتند. بنابراین در ورزش تیروکمان هم ما آقای علی اشکذری را جا به جا کردیم. آقای احمد حکیمی بعنوان ایجنت تیروکمان هستند. مسئولیت تیروکمان برعهده ایشان است. ایشان برنامه ریزی می کنند و مرزبانانشان را هم انتخاب می کنند.

مسئله آخر که برای همه ما از ضروریات است، و آن مردم داری است. ما باید با مردم برخوردهای درستی داشته باشیم. در هر پست وجایگاهی هستیم باید برخورد ما همراه با احترام و ادب باشد. ما شاگرد را تنبیه وجریمه می کنیم، ولی درست و حساب شده. همه ما باید احترام یکدیگر را نگه داریم.

ایجنت ها و مرزبانان باید کاملاً مردم دار باشند. این از ویژگی های بسیار مهم است.  

دو نکته دیگر؛

جلسات کنگره از زمانی شروع می شود و تا زمانی که تمام می شود 3 ساعت و 10 دقیقه است. یعنی 5/1 جلسه داریم، تقریباً یک استراحت کوچک و 5/1 ساعت هم لژیون. یعنی اگر کنگره ساعت 5 بعدازظهر شروع می شود، زنگ پایان لژیون ها ساعت 8 است، دو زنگ زده می شود، یکی 8 شب ، یکی 8:10 است. که می شود 3 ساعت و 10 دقیقه.

در گروه خانواده هم همینطور است.

یعنی شروع کار در آکادمی 4:30 شروع می شود، ساعت 7:30 زنگ اول و 10 دقیقه بعد هم زنگ دوم زده می شود.

ما دیدیم که در آکادمی ساعت 7 زنگ زده می شود که در اینصورت فرصت آموزشی وجود نداشت.

نکته بعد؛

والیبال چه کسانی بلد هستند؟ وقتی والیبال بازی می کنند، وقتی که به مرحله خاصی می رسد، همه می چرخند، الآن لژیون های کنگره 60 هم مانند مسابقات والیبال می شود. ولی چرخش اول هر ماه است. برای آکادمی از جلوی درب با شماره 1 شروع می شود تا انتها ، از اول ما که شد لژیون 1 می رود جای 2 ، 2 می رود جای 3  و ... چون بعضی لژیون ها افتادند کنار توالت و همیشه کنار توالت هستند. بعضی ها هم در راهرو هستند و همیشه در راهرو قرار دارند. بنابراین با این قضیه چرخشی تکلیف روشن می شود که اول هر ماه این چرخش شروع می شود. ما برای اولین بار در آکادمی این کار را به مرحله اجراء در می آوریم و برای شعب دیگر هم اعلام می کنیم. اگر بعضی شعب می خواهند پیشواز بروند طبق همین روال پیش بروند.

مواردی که آقای مهندس به آنها اشاره کردند به طور خلاصه به شرح ذیل بود:

1.    ساعت وعده ها ( 6 صبح، 1 ظهر، 9 شب)

2.    برنامه تازه واردین (آموزش مشاوران تازه وارد)

3.    راهنمایانی که شاگرد می توانند بگیرند، بعد از قانون 11 خودشان را معرفی می کنند، تا شاگرد آنها را ببیند.

4.    تغییر و جابجائی تمام جایگاهها

5.    مردم داری

6.    ساعت جلسات 3 ساعت و 10 دقیقه می باشد.

7.    از این به بعد محل لژیون ها در شعب به صورت چرخشی تغییر خواهند کرد.

آپلود عکس

 تهیه گزارش:مسافر سید مصطفی

               http://c60seyedmostafa.mihanblog.com/   

        منبع:کنگره60




طبقه بندی: کارگاه آموزشی جهان‌‌بینی؛، 
برچسب ها: کنگره60 درمان اعتیاد،  

تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 05:02 ب.ظ | نویسنده : مسافر سید مصطفی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • اسپید شاپ